به نام تو

انک لا اله الا انت

به نام تو

انک لا اله الا انت

ربِّ صلّی علی مُحسن فی العالمین

آخرین نظرات
  • ۲۸ تیر ۹۶، ۱۸:۴۳ - سید محمد موسوی
    عجب...
۰۷
بهمن
اینجوری راحت تر دارم اینجوری که دنبال سر و ته موضوع نباشم دل آدم  خودش حرف بزنه به صحرای کربلا
سر از ماجرا در بیاره 
بهش چی میگن ؟ سیال ذهن ! 
حتما یه رشته ای هست که حرف های دل رو به هم متصل نگه میداره اگه  بخواهم برگردم اصلاح کنم متن رو 
ممکنه همه حقیقتش از دست بره 
امشب اول یاد حضرت فاطمه و حضرت علی افتادم که به محض رفتن پیامبر چقدر چقدر تنها موندن 
ما نمی فهمیم وقتی حضرت فاطمه از بلال می خواهد که یه بار دیگه اذان بگه و بلال برای آخرین بار اذان میگه 
یعنی چی 😢  یه بار یه شعر گفتم از اون تنهایی که به این پنج نفر دست داد وسط یه مشت آدم نمک نشناس 
که هیچ ظرافت نداشتند تا بلافاصله به زیبایی که هنوز کالبدش در میانشان بود خیانت نکنند

عبای تو مثل حباب چراغ
پنچ شعله نور را در دل خود جمع کرده
پنج عید بزرگ را در یک روز 
پنج کهکشان فشرده شده زیر یک عبا 
"خیز ای جامه بر سر کشیده
و هشدار ده"

عبای تو چون شیشه فانوس 
نور را زنده نگه داشته بود 
در شب طوفان

تو که رفتی بادها هجوم آوردند
در را شکستند
و پهلوی مادر را شکستند
 و دست پدر راباطناب بستند 
و دل ما را

که بایدچنان بی صدا اشک می ربختیم که هیچ کس نفهمد مادرمان هم از کنار ما رفته است 
باید همه چیز عادی به نظر می رسید 
تا خاکی که او را در خود نهفته بود  خشک شود 
و  از دیده گان پنهان ماند 
تا ظهور مهدی

  • فرشته حالی
۰۷
بهمن
من تازه این خانواده   رو شناختم این رو می گم چون خیلی فرق می کنه کی داره به صحرای کربلا می زنه
من پنج سال بیشتر نیست که این آدمهای خیلی فوق العاده رو شناختم قبلش انگار محو بودن انگار 
هیچ فکر نمی کردم بهشون  فقط حضرت محمد رو می فهمیدم که دوست دارم  بخاطر دوتا حدیث که
 شنیده بودم ازش و  خوشم اومده بود خیلی

حافظ رو می فهمیدم حتی می شد یهو درکش کنم یهو انگار ارتباط زنده بود 
شمس مولانا رو می فهمیدم  و این جمله اش تو ذهنم بود که می گفت من خلأتم رو در خواب 
از دست مصطفی (ص) گرفتم 

درباره امام حسین هم یادمه یه بار به یکی که محرم رو کلا مایه عقب افتادگی مردم می دونست گفتم اصلامن کاری ندارم خدا وجود داره یا نه امافکرش رو بکن یه نفر برای خدایی که  بهش ایمان داره همه چیزش رو میده 
...عاشقه دیگه واقعا با وفا است واقعا هست 
این خیلی عجیب و زیباست  نمیشه ندید این زیبایی رو 
  • فرشته حالی
۰۷
بهمن

عایشه با فاطمه (س) هم سال بود و دوستش نداشت


فاطمه شب عروسی گریه می کرد با وجود اینکه به خانه آشنا می رفت 

برای پیامبر می گریست 

اصل درگیری عایشه با فاطمه بود

با علی هم بخاطر فاطمه دشمن بود

با خدا هم بخاطر فاطمه جنگید

خدیجه را در نزد پیامبر تحقیر می کرد 

"پیرزن بی دندان قریشی " می خواندش

نه از آن رو که پیامبر را دوست داشت 

از آن رو که فاطمه را دشمن داشت

عایشه اصلا به این مأموریت به خانه پیامبر فرستاده شد که از او بزاید 

و این تازه اول هجرت بود و تشکیل مدینه النبی(ص)

اولین مدنیت حجاز

قبلش حکومتی وجود نداشت که کسی به آن طمع کند

10 سال آخر عمر پیامبر بود که همه اتفاقها افتاد 


دلم می خواهد حرف بزنم  و اینها رو بگم 

احساس می کنم همه مسأله ما همون جاست توی اون دوتا پنج سال 

مدینه

نفاقی شکل گرفت که مثل هسته مرکزی در حال چرخش رشد کرد و عفونت روحی بزرگی شد که پنجاه سال بعد در کربلا ترکید و کارنامه بشر را به رجسی آلوده کرد که تا پاک نشود زمان یک قدم هم جلو نخواهد رفت

عصر غیبت  از غروب عاشورا آغاز شد  از آن لحظه ای که امام (ع) از میانشان رفت تا بحال عصر غیبت است 

می گن باز زد به صحرای کربلا 

من واقعا از هر جا شروع کنم یهو سر از صحرای کربلا در میارم 

نم دونم چرا اینجوریه

  • فرشته حالی
۰۶
بهمن


امام خمینی گفت:" تلویزیون مدرسه است " 

و ما فکر کردیم دارد برای تلویزیون چهارچوب تعیین می کند  که یعنی تلویزیون باید مدرسه باشد !  

در حالیکه تلویزیون بمدرسه "هست"  چه بخواهیم چه  نخواهیم و اتفاقا هرچقدر ندانیم تلویزیون مدرسه است  شاگرد بهتری خواهیم بود 

 حتی اگر آنقدر خسته باشیم که همیشه سر کلاس خوابمان ببرد تلویزیون همچنان به آموزش خود ادامه خواهد داد ناخودآگاه مخاطب اصلی تلویزیون است او خوابهایت را به ماجراهای خود می آلاید و آموزش ضمن خواب را در تو پی خواهد گرفت

  

تلویزیون ابزار ارتباطی یک طرفه ای است که فرستنده پیام رادر خانه ما ظاهر می کند ولی در قالب دو بعدی 

و این قالب دو بعدی یعنی مصونیت کامل او در برابر ما !

اینکه ما هیچ دسترسی به آن طرف شیشه  نداریم و تنها دفاعمان در مقابل هر  کلاهبرداری و تجاوزی که از او سر بزند  قطع رابطه و عوض  کردن کانال است ! او حتی فحشهایی را که زیر لب غر می زنیم نمی شنود او با خیال راحت می تواند از مجرای گوش و چشم  برما بتازد  و اعتراضات مخاطبان را در صندوق صوتی یا ایمیل برنامه نشنیده پاک کند

  • فرشته حالی
۰۶
بهمن


چرا نمی خواهیم   پارک وحش زمین از داشتن  یکی از گونه های جانوری که نه غذای ما هستند و نه سود تجاری مستقیمی به ما می رسانند محروم بماند؟...چرا برای بقای شیرها و ادامه حضورشان بر پرده هستی تلاش می کنیم؟

هیچ کس مرگ آخرین پلنگ مازندران را جشن نخواهد گرفت

این نشانه انسانیت ماست

اما حالا فرض کنید که شکار و مرگ ومیر گونه ها متوقف  شده ولی شرایطی  بوجود آید که گونه ها به هم آمیخته و در اثر این آمیزش به سرعت خصوصیات منحصر به فرد خود را ازدست بدهند و همه به چند گونه شبیه به هم خلاصه شوند درست مثل خمیر بازی بچگی که اگر به هم آمیختیم چیزی بجز یک رنگ تیره و چرک در دستمان باقی نمی ماند 

 اگر این میکسر نژادی با حمایت مالی تاجران و دلالان و به خدمت گرفتن هامان ها و سامری ها محقق میشد  و ما شاهد تبدیل شدن فیلها و شیرها و آهوان و زرافه ها به یک حیوان  سود آور  پرورشی باشیم چطور؟ آیا می نشینیم و در سکوت تبدیل شدن   فیل و شیر و نهنگ و اسب را به یک چهار پای مولد گوشت تماشا می کنیم ؟

  • فرشته حالی
۰۶
بهمن

ما بچه که بودیم در بهشت زندگی می کردیم ما اصلا در بهشت به دنیا آمدیم ...

  وقتی یاد غذاهایی که می خوردیم می افتم می فهمم ما توی بهشت به دنیا اومدیم و بزرگ شدیم طعام آدم خیلی مهمه یادمه هر وعده غذا سرشار از عشق پدر و مادر بود بابا برای هر روز همون روز  خرید می کرد سبزی تازه گوشت تازه تخم مرغ تازه گوجه تازه چیده ریحون که از بازار روز می خرید و بازار روز واقعا بازار روز بود

  • فرشته حالی