به نام تو

انک لا اله الا انت

به نام تو

انک لا اله الا انت

ربِّ صلّی علی مُحسن فی العالمین

آخرین نظرات
  • ۲۸ تیر ۹۶، ۱۸:۴۳ - سید محمد موسوی
    عجب...
۲۳
دی

به نام خدا که بخشنده و مهربان است



خدا را سپاس 

پرورنده جهانیان

بخشنده  مهربان

دارنده روز حساب و دستمزد


تنها و تنها تو را می پرستیم 

 و امید یاری فقط از تو داریم

راه مستقیم را نشانمان بده 

راه  آن کسان که به نعمت پروریده ای

 نه به خشم ات در آمدگان

ونه گمراهان

  • فرشته حالی
۲۳
دی

یه چیزی دلم می خواهد راجع به هاشمی رفسنجانی بگم

خیلی باحال بود که انقدر می خندید

 هیچ سیاست مداری رو یادم نمیاد که خنده دایم داشته باشه تازه این خنده نه ازروی نگاه  طنز بود و نه برای خوشایند مخاطب! 

خنده ای که از چشمهاش شروع میشد و زود جمع میشد چون همراهی پیدانمی کرد 

خنده هاشمی یه جور ذوق کردن بود مثل بچه ها 

یه جور شادابی ناخودآگاه که  تو پسربچه های دبیرستانی دیده میشه 

قبل از اینکه خنده کودکانه شون  رو با یه دست ریش سیبیل مردونه طاق بزنن

خدا رحمت کنه هرآدمی رو

 که بچه درونش زودتر از خودش نمرده باشه

  • فرشته حالی
۲۲
دی

جریان در هستی  متناوب است

فاز و نول دارد

باید فاز بدهی 

تا فائز شوی

اذکرونی   اذکرکم

ادعونی    استجب لکم






... و ضمنا دعایی که  خدا خودش به دل میاندازه پیشاپیش مستجاب شده 😊
  • فرشته حالی
۲۲
دی
پرده افتاده و صحنه چیده 
گوشها تیز و دم ها بریده  
ِ
روی صحنه همه بی قرارند
دشمن و دوست در انتظارند

صحنه در چیدمان نهایی
منتظر مانده تا تو بیایی

آخر این نامه شاه اش تو هستی 
این شب تیره ماهش تو هستی

بی تو این قصه پایان ندارد 
یوسف قصه باید بیاید
یوسف قصه باید بیاید 
یوسف قصه باید بیاید ...


  • فرشته حالی
۲۲
دی



اولین بار که از جاده قم رد شدم در افق قلب بزرگ سفیدی دیدم که می درخشید مثل یه تیکه آسمون رو زمین بود... دریاچه نمک...  

 شب که برمی گشتم دیگه دریاچه پیدا نبود نزدیک قم شدیم دیدم چراغهای حرم از دور سو سو میزنن اون سالها من خدا رو میشناختم  اما هنوز به هیچ حضرتی برنخورده بودم گاهی به خدا چیزی می گفتم  اما هنوز با دوستان بزرگ خدا گفتگویی نداشتم اینقدر می دونستم که این حرم یک زن است در قم که نسبتی با امام رضا دارد یهو دلم خواست سلام کنم گفتم سلام ... و گذشتم

  • فرشته حالی
۲۲
دی



شما "روان ناشناسانی " که گریستن را بهایی نمی نهید 

و  بر اشک,  انگ افسردگی می زنید

شماکه عکستان را با لبخند های بزرگ می گیرید 

و چوب "افسردگی مسری" به دست جوانان ما  می دهید که با آن مادر گریان

خود را که از مجلس امام حسین (ع) برگشته براند

شما که خندیدن را حتی به زور و با تلقین به عنوان فاکتور سلامت معرفی می کنید 

شما خانم وآقای روان گاو 

شما آخرین باری که گریه کردی کی بود؟ 

آخرین باری که دلت شکست و اشکهایت گونه ات را خیس کرد؟

آخرین باری که از شنیدن خبر دردی که بر دیگری فرود آمد نه بر خودت؟ 

برای کدام حق پایمال شده از کدام کودک بی پناه؟

 برای کدام زیبایی لگد مال شده 

کدام آواز در گلو بریده شده 

برای که اشک ریختی آخرین بار؟

می گویند افلاطون برای گریستن گاهی به ویرانه ها پناه می برد تا شما 

به افسردگی متهم اش نکنید اما چنان می گریست که صدای هق هق گریه اش 

به ما هم رسیده است

 کسی که از ته دل می گرید از ته دل خواهد خندید این را امام حسین ما نگفته

مسیح گفته که امام شما هم هست

خدا می داند که اگر الکل الکی قلقلکتان ندهد ,جوکر هم نمی تواند از شما کارت

خنده ای بیرون بکشد دلی که خراب نشود آباد شدنی نیست.

تازه این حال دریافتن غم است به خاطر شادی...

تا که رسد به درک این حالی که حافظ می گوید:

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد 

ما به امبد غمت خاطر شادی طلبیم!

یعنی چون غم عشق ت که ما دنبال اون سوز می گردیم 

فقط تو دل کسانی می نشینه که به چهره می خندند 

ما می خندیم تا تو بجوشی و مثل آب سنگ دلمون رو بشکنی 

و در ما جاری بشی ای خدا

ای خدا ...ای خدا...


  • فرشته حالی